پارازیت

 

حاج خانم:

راستی یادتان نرفته که امشب شب جمعه است.

حاج آقا:

باشه برای هفته بعد.

حاج خانم:

هفته قبل هم همین را گفتین.

حاج آقا:

خدا لعنتشان کند میگن زیر سر این پارازیت هاییست که رو ماهواره

ها می اندازن.

حاج خانم:

خدا عذابشان را زیادتر کند.یکی نیست به این ها بگوید " اگر دین

ندارید لا اقل انصاف داشته باشید."

 

چه شود!!!

 

 

فقط خدا به دادمان برسد اگر سال آینده سال "اخلاق و عفاف و

حجاب "نام گذاری شود.

واقعا که چه شود!!!

فلسفه

 

جناب دکارت!

نیک بنگر! ما نمی‌اندیشیم، اما هستیم!

پس لطفا در فلسفه‌ات تجدید نظر کن...!

داستانک ( 8 )

 

زن :

بیرون که میری  جلو عالم و آدم وا میدی. پاتو که میذاری توخونه

 یادت میافته مردی.

مرد:

..............سیگارش را روشن می کند و از اتاق بیرون می رود.

 

زن و شوهری ( 3 )

ورژن (۱ )

مرد در حالیکه مشغول زدن فندک و گیراندن سیگارش است می

گوزد.

زن می خندد و مرد دلیل خنده اش را می پرسد.

زن می گوید:

 خوشحالم از اینکه هنوز زنده ای.

ورژن (۲)

مرد در حالیکه مشغول زدن فندک و گیراندن سیگارش است می

گوزد.

زن می خندد و مرد دلیل خنده اش را می پرسد.

زن می گوید:

 بالاخره مردهء ما هم گوزید.

 

اونا و اینا

 

از دستشویی اومده بیرون می بینم شلوارش خیسه.

میگم این چه وضعشه؟ میگه آب قطع بود.

میگم پس چرا شلوارت خیسه؟ 

 میگه شومبولمو گرفتم تو دستم شاشیدم به شیر دستشویی.

میگم خدا به خیر بیاره.از قرار معلوم ازین به بعد اونا سرو کارشون با

ایناست.

 

 

تذکر

 

"هرشب قبل از خواب  بخاطر یک لقمه خواب ،ده لقمه نون و پنیر

می خوریم."

 

رفتیم صابون دستشویی خریدیم دیدیم روش نوشته :

"برای محافظت از دست هایتان بهتر است از دستکش استفاده

کنید"

 

داستانک ( 7 )

 

آقا رفتیم سلمانی جهت کوتاه کردن موی سر.

شاگردش صدامون میکنه بیا این ور که یعنی میخوام سرتو بشورم.

 ازش می پرسیم شما برای شستشوی سر مشتری از چه

شامپویی استفاده می کنین؟

یه جوری نیگامون میکنه انگار از خارج آمده ایم.

سوالمونو  تکرار می کنیم.

 این بار جوری نیگامون می کنه کَاَ نٌهوْ خر به نعلبند.

 

داستانک ( 6 )

 

بعد از کلی برنامه ریزی و سر کوفت زدنا به خودت که آدم حسابی

یه تکونی بخور  و حد اقل هرچند روز یه بار را بیافت برو پیاده روی.

 بعد بالا خره را بیافتی بری و هنوز  چند ده قدم بر نداشته ای که

یهو از تو یه کوچه یکی بپیچه جلوت و در حالی که داره ضجه میزنه

با موبایلش بلند بلند حرف بزنه و تو پشت سرش هی غصه بخوری

که بیچاره! ببینی چی شده و بعد یه دفعه  متوجه بشی که بابا

این یارو اصلا مدل حرف زدنش اینجوریه .

بعدهی سرعتتو کم کنی  هی زیاد کنی ولی افاقه نکنه و بعد

شم فقط به خودت لعنت بفرستی از غلطی که کردی و تو دلت

بگی:

د خفه شو دیگه با اون زنجموره  کردنات.