دوستی دارم که دوستش میدارم.

و او این را میداند

وهر بار که سراغم میآید که کم میآید

انتظارش این است

هرچه که می گوید

من بگویم باشد،به روی چشم

اما من چشم در چشمش حرف دلم را میگویم

بدون هیچ ملاحظه و یا حتی احترام

اوهم میرود و تا مدت ها سراغم را نمی گیرد.

وچون باز می آید آش همان آش است و کاسه همان کاسه.

 

از کوزه همان برون تراود که دراوست.